همه چیز از همه جا هرچه می خواهد دل تنگت از زمین و آسمان،از انسان و جهان حتی از کهکشان را در این وبلاگ ببین. |
|||
چهار شنبه 30 فروردين 1391برچسب:, :: 21:18 :: نويسنده : محمد نادعلی نژاد
"انفاق" در لغت به معنی گذشتن هر چيز و از بين رفتن آن با تمام شدن آن چيز است. و در اصطلاح "انفاق" بيرون كردن مال از ملك و قرار دادن آن در ملك ديگرى است که یا از طریق صدقه و یا از بخشش کردن مالهاى خويش در راه جهاد و دين و هر آنچه خدا بدان فرمان داده است میباشد. انواع انفاق انفاق واجب: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ... » (بقره/254) «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از آنچه به شما روزى دادهايم، انفاق كنيد! پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن، نه خريد و فروش است و... » جمله "مِمَّا رَزَقْناكُمْ" (از آنچه به شما روزى دادهايم) مفهوم وسيعى دارد كه هم انفاقهاى مالى واجب و مستحبّ را شامل مىشود و هم انفاقهاى معنوى مانند علم و دانش و امور ديگر، ولى با توجه به تهديدى كه در ذيل آيه آمده، بعيد نيست منظور، انفاق واجب يعنى زكات و مانند آن باشد، به علاوه، انفاق واجب است كه بنيه بيت المال و حكومت را تقويت مىكند، ضمنا از تعبير "مما" استفاده مىشود كه انفاق واجب هميشه بخشى از مال را در بر مىگيرد نه همه آن را ولى با توجه به آخرين جمله آيه كه كافران را ظالمان مىشمرد، اشارهاى است كه ترك انفاق نوعى كفر و ظلم است و اين جز در انفاقات واجب، تصور نمىشود. سپس مىافزايد: امروز كه توانايى داريد انفاق كنيد پيش از آنكه روزى فرا رسد كه نه خريد و فروش در آن است و نه رابطه دوستى و نه شفاعت، اشاره به اينكه راههاى نجاتى كه در دنيا از طرق مادى وجود دارد هيچكدام در آنجا نيست، نه بيع و معاملهاى مىتوانيد انجام دهيد كه سعادت و نجات از عذاب را براى خود بخريد و نه دوستيهاى مادى اين جهان كه با سرمايههاى خود كسب مىكنيد در آنجا نفعى به حال شما دارد زيرا آنها نيز به نوبه خود گرفتار اعمال خويشاند و از خود به ديگرى نمىپردازند و نه شفاعت در آنجا به حال شما سودى دارد زيرا شفاعت الهى در سايه كارهاى الهى انجام مىگيرد كه انسان را شايسته شفاعت مىكند و شما آن را انجام ندادهايد و اما شفاعتهاى مادى كه با مال و ثروت در اين دنيا قابل بدست آوردن است در آنجا وجود نخواهد داشت. بنابر اين شما با ترك انفاق و انباشتن اموال و بخل نسبت به ديگران تمام درهاى نجات را به روى خود بستهايد.
پاداش انفاق انفاق، سبب آمرزش: «إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ » «اگر انفاقهاى خود را در راه خدا آشكار سازيد خوب است و اگر آن را پنهان داريد و به فقرا بدهيد به سود شما است و از گناهانتان مىبخشد » (بقره271) انفاق، معامله پر سود با پروردگار: «إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ » «كسانى كه كتاب الهى را تلاوت مىكنند، و نماز را بر پا مىدارند، و از آنچه به آنها روزى دادهايم در پنهان و آشكار انفاق مىكنند، آنها اميد تجارتى دارند كه نابودى و فساد و كساد در آن نيست.» (فاطر/ 29) بديهى است كه "تلاوت" در اينجا به معنى قرائت سرسرى و خالى از تفكر و انديشه نيست، خواندنى كه سرچشمه فكر باشد، فكرى كه سرچشمه عمل صالح گردد، عملى كه از يك سو انسان را به خدا پيوند دهد كه مظهر آن نماز است، و از سوى ديگر به خلق خدا ارتباط دهد كه مظهر آن انفاق است، انفاق از تمام آنچه خدا به انسان داده، از علمش، از مال و ثروت و نفوذش، از فكر نيرومندش از اخلاق و تجربياتش، و خلاصه از تمام مواهب خدا دادى. اين انفاق گاهى مخفيانه صورت مىگيرد تا نشانه اخلاص كامل باشد «سرا» و گاه آشكارا تا مشوق ديگران گردد و تعظيم شعائر شود «علانية».
انفاق مايه فزونى نه كمبود «قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ » «بگو: پروردگارم روزى را براى هر كس بخواهد توسعه مىدهد و براى هر كس بخواهد تنگ (و محدود) مىسازد، و هر چيزى را (در راه او) انفاق كنيد جاى آن را پر مىكند و او بهترين روزى دهندگان است.» (سبأ /39) در روايتى از پيغمبر گرامى اسلام مىخوانيم كه فرمود: « مَن اَيقَنَ بِالخلف سَخت نَفسه بِالنَفَقَه!» «كسى كه يقين به عوض و جانشين داشته باشد در انفاق كردن سخاوتمند خواهد بود.»
آثار فردی انفاق: «...وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ...» «...منافع انفاق به خود شما بازگشت مىكند...» (بقره/272)
به اين وسيله انفاق كنندگان را تشويق به اين عمل انسانى مىنمايد، مسلما انسان هنگامى كه بداند نتيجه كار او به خود او باز مىگردد بيشتر به آن كار علاقهمند خواهد شد. ممكن است در ابتدا چنين به نظر برسد كه منظور از بازگشت منافع انفاق به انفاق كننده، همان پاداش و نتائج اخروى آن باشد؛ البته اين معنى صحيح است ولى نبايد تصور كرد كه سود انفاق تنها جنبه اخروى دارد، بلكه از نظر اين دنيا نيز به سود آنها است هم از جنبه "معنوى" و هم از جنبه "مادى" از نظر معنوى، روح گذشت و بخشش و فداكارى و نوع دوستى و برادرى را در انفاق كننده پرورش مىدهد و در حقيقت وسيله مؤثرى براى تكامل روحى و پرورش شخصيت اوست.
آثار اجتماعى انفاق: جامعه انسانى به منزله تن واحد و داراى اعضاى مختلف است، و اعضاى آن هر چند اسامى و اشكال مختلف دارند، اما در مجموع، يك تن را تشكيل مىدهند، و در غرض و هدف زندگى متحد هستند، از حيث اثر نیز همه مربوط به هم هستند، وقتى يكى از اعضا، نعمتى را از دست مىدهد مثلا فاقد صحت و سلامتى شده و در عمل خود كُند مىگردد، همين عارضه هر چند كه در نظر بدوى، متوجه يك عضو است، ولى در حقيقت تمام بدن در عملكرد خود كند و سست مىگردد، و به خاطر نرسيدن به اغراض زندگى خسران و ضرر مىبيند. پس يك فرد از جامعه كه عضوى از يك مجموعه است، اگر دچار فقر و احتياج شد، و ما با انفاق خود وضع او را اصلاح كرديم، هم دل او را از رذائلى كه فقر در او ايجاد مىكند پاك كردهايم، و هم چراغ محبت را در دلش ايجاد نمودهايم، و هم زبانش را به گفتن خوبيها به راه انداختهايم، و هم او را در عملكردش نشاط بخشيدهايم، و اين فوائد عايد همه جامعه مىشود، چون همه افراد جامعه به هم مربوط هستند، پس انفاق يك نفر، اصلاح حال هزاران نفر از افراد جامعه است.
انگيزههاى انفاق 1- كمك به موضوع جهاد يا انفاقهاى ديگر به نيازمندان عاملى براى حركت به سوى اين هدف باشد. 2- مساله استخلاف و جانشينى مردم از يكديگر، يا از خداوند در اين ثروتها است كه مالكيت حقيقى را مخصوص خدا مىشمرد، و همه را نماينده او در اين اموال، که اين بينش مىتواند دست و دل انسان را در انفاق باز كند و عاملى براى حركت در اين زمينه باشد. 3- ناپايدارى اموال و سرمايهها و بازماندن آن بعد از همه انسانها حكايت از عاملی دیگر برای تشویق میباشد.
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
![]() |