همه چیز از همه جا
هرچه می خواهد دل تنگت از زمین و آسمان،از انسان و جهان حتی از کهکشان را در این وبلاگ ببین.
 
 
سه‌شنبه 11 بهمن 1390 :: 12:22 ::  نويسنده : nadalinezhad

اینم یه معمای باحال

..........@..........@..........@..........@..........@..........@..........@..........@..........@..........@..........@..........@..........

در زمانهاي قديم كه روستائيان محصولات خود را براي فروش به بازار هفتگي مي آوردند روزي يك پيرزن روستايي يك سبد از تخم مرغهاي مزرعه خود را براي فروش به بازار آورد. اما هنوز هيچكدام از تخم مرغها را نفروخته بود كه اسب يك سواركار پايش به سبد خورد و در نتيجه تمام تخم مرغها شكست. اسب سوار خيلي ناراحت شد و از پيرزن روستايي پرسيد كه تعداد تخم مرغها چند تا بوده تا او پول آنها را پرداخت كند.پيرزن گفت كه تعداد تخم مرغها را نميداند اما وقتي تخم مرغها را 2تا2 تا برميداشت يكي باقي مي ماند 3تا3 تا برميداشت يكي باقي مي ماند4تا4 تا برميداشت يكي باقي مي ماند5تا5 تا برميداشت يكي باقي مي ماند6تا6 تا برميداشت يكي باقي مي ماند اما وقتي 7تا7 تا بر ميداشت چيزي باقي نمي ماند.

   اسب سوار تعداد تخم مرغها را محاسبه كرد و پول پيرزن روستايي را پرداخت نمود.

پرسش:تعداد تخم مرغها چند تا بود؟




درباره وبلاگ


*وبلاگی برای نوجوانان باهوش سرزمین آریایی*برداشت فقط با ذکر منبع* لطفا برو روی لینک NiftyHost کلیک کنید تا کد شارژ ایرانسل رایگان بگیرید
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران